ما آدم ها…
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/9 | ساعت: 17:35
ما آدمها استاد حرف زدنیم؛دوستش نداشته باش،دلتنگش نباش،اینقدر در برابرش ضعیف نباش…به عکسش آنجور نگاه نکن،جای خالیش را پر کن…به عمل کردن خودمان که می رسد؛با دلتنگی و بغض به عکسش زل میزنیم و تندتند زیر لب حروفی شبیه حروف دوستت دارممیچینیم کنار هم…از جای خالی ای که پر نشده و نمیشود با یکقاب عکس که زل زد...
برای حول حالنایم دعا کن مادر
◷
تاریخ انتشار: 1400/1/11 | ساعت: 15:02
شش سال و شش ماه از آخرین روزهای در کنارت بودن گذشت و در تمام این روزها،سرم دور از نوازش های سخاوتمندانه دستانت، روی دوشم سنگینی می کرد. به گمانم آن روزهای تلخ پاییزی، به ما دروغ گفتند که تو مرده ای؛ این ما بودیم که دور از تو «مرگ» را در زندگی آزمودیم
دلم مادرم را می خواهد
◷
تاریخ انتشار: 1400/1/11 | ساعت: 15:02
ﺩﻟﻢ ﻣﺎﺩﺭم را ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ دلم بوی ﮔﻞﻫﺎﯼ ﭼﺎﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯﺵ ﻭ طنینﺻﺪﺍﯼ دلنوازش ﮐﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﺩﻭﺧﺖ را می خواهد ﺩﻟﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺗﺎ ﻋﻄﺮ ﯾﺎﺱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﻮﺍﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﮐﻨﺪ ﺩﻟﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﻻﻻﯾﯽ ﻫﺎﯾﺶ ﺧﻮﺍﺏ ﻏﻔﻠﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻣﯽ ﭘﺮﺍﻧﺪ ﺩﻟﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺯﻥ ﺭﺍﺳﺖ ﻗﺎﻣﺖ ﻋﺎﺷﻖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺑﺨﻨﺪﻧﺪ ﺩﻟﻢ ﻣﺎﺩﺭم را...
لالایی فرزند برای مادر
◷
تاریخ انتشار: 1400/1/11 | ساعت: 15:02
روز و شبایی رو تا صبح بالای سر مامان بیدار ،خوابی میکشیدیم زمانی که مریض بود و صبح اول وقت میرفتیم دانشگاه. دوست داشتیم که کنار مامان تا صبح بنشینیم و مراقب باشیم تا اگه چیزی خواست انجام بدیم ... یه شب با مامان کلی صحبت کردم و گفت برو مادرجان بخو
کوچه ی تنها
◷
تاریخ انتشار: 1400/1/11 | ساعت: 15:02
کمی آنطرفترمیان بغض من و شاپرکهامادر نفس داشت...هرچند سنگ صبوری جزقاب عکس کنار طاقچه دلتنگی ندارماما مدت هاستاز هرچه بی تو بر من روا داشت روزگار ،بیزارمتقدیر به خودخواهی خودتو را از من گرفتهنوز نفس میکشد زمینهنوز خاک سرد نیستهنوز یاد لحظه های بودنتارامم میکندوگرنه به کدامین صبر میشودبی تو زیست مادر؟...
باز با«خاطره ها»پای دراین خانه نهادم
◷
تاریخ انتشار: 1400/1/11 | ساعت: 15:02
آمدم حال تو را از در ودیوار بپرسم ای سفر کرده ی جاوید من« ای مادر خوبم!» آمدم باز در این کلبه که با دولت اشکی هاله ی گرد غم از چهره ی هر پرده بروبم آمدم بر غم بی مادری ام زار بگریم آمدم باز که سر بر در این خانه بکوبم *** ای سفر کرده ی من جای تو خالی
سلام مادر
◷
تاریخ انتشار: 1400/1/11 | ساعت: 15:02
سلام مادر ...چه میکنی با بی وفایی هایم ...؟ چه میکنی با گله هایم ....؟ نبودنت بیشتر از قبل حس میشود .... انگار با من قهر کرده ای !!! دیگر به خواب هایم هم سر نمیزنی ... خودت بگو چکار کنم با جای خالی تو ؟! برایم سخت است نفس کشیدن در هوایی که تهی از نفس های توست .... گرمای دستانت را کم دارم .... بدون گ...
دلتنگم مادر...
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/3 | ساعت: 13:14
دلتنگم مادر دلتنگمحالا چه کنم بی توحتی نفس کشیدن هم سخت شدهبیقرارم بیقرار کسی که همیشه بود و دیگر نیستساعتها همچون ثانیه و روزها ساعتنمی گذرد و نمی گذردسکوت سکوت سکوت سکوتی برای یافتن خاطراتخاطراتی که فقط با آنها تو مرور میشویدر آرزوی بوسیدن دس
فارغ التحصیل شدم مامان
◷
تاریخ انتشار: 1396/8/13 | ساعت: 5:26
مامان خوشگلم سلام امروز دفاع ارشدم بود. روزی که میدونم خیلی منتظرش بودی. خیلی دلم گرفته مامان اونقدر که هرچقدر اشکام سرازیر میشن باز بیشتر میل سرازیر شدن دارن. نمیدونم امروز خوشحال باشم یا ناراحت ، انگار حس هامو گم کردم. میدونم امروز خیلی خوش
بیرون شماره ندارد...
◷
تاریخ انتشار: 1396/8/13 | ساعت: 5:26
دیروز به مادرم زنگ زدم بعد از مرگش تلفن ثابت خانه اش را جمع نکردیم نمی خواهم ارتباطمان قطع شود هر وقت دلم هوایش را میکند بهش زنگ میزنم تلفنش بوق میزند بوق میزند بوق میزند وقتی جواب نمیدهد با خودم فکر میکنم یا برای خرید رفته بیرون یا خانه همسایه
5ساله که نیستی مامان خوبم
◷
تاریخ انتشار: 1396/8/13 | ساعت: 5:26
حال همه ما خوب می شود، بعدتر ها شاید خیلی بعد تر ها دیگر این روزها را فراموش کردیم، شاید یادمان رفت کسی که دوستش داشتیم را به چه اسمی صدا میزدیم، شاید اعداد مهم زندگیمان یادمان برود، شاید نبودن ها را آن موقع پذیرف